مبانی و احکام فقهی و حقوقی انتخابات
« legal Principles and juratory rules of Elections »
بیان مسأله
حق تعيين سرنوشت، پس از حق حيات، بنياديترين حق انسان ميباشد؛ زيرا برآورده کردن بسياري از حقوق مدني
و سياسي، به تضمين اين حق بر ميگردد. از جلوههاي آشکار حق يقيني سرنوشت، حق مشارکت سياسي است. به
رسميت شناختن و احترام به اين حق، عامل ايجاد نظام سياسي و حکومتي مردمي مبتني بر ارزشها و خواستهاي
جامعه است )قاري سيد فاطمي، ۱۳۸۹ : ۸۹ (. مشارکت سياسي، هرگونه رفتار و عمل فردي است که هدف آن تحت
تأثير قرار دادن سياستگذاريهاي عمومي يا انتخاب رهبران سياسي يا اعمال نظر رهبران بر مردم و يا،
بهطورخلاصه، تصميمگيري و تقاضا در بين مردم و دولت است )عالم، ۱۳۸۰ : ۲۳۴ .)
مشارکت سياسي در سه حوزة مفهوميِ جمهوريت نظام، توسعه سياسي و جامعه مدني مطرح ميشود )سيفزاده،
۱۳۷۳ : ۱۶۶ (. و سطوح پنجگانة آن عبارتاند از: ۱ . مشارکت در انتخاب شدن )حق رأي دادن(، سطح حداقلي ۲ .
مشارکت در تشکلهاي سياسي و آزاديهاي وابسته به آن ۳ . حق انتخاب شدن و آزاديهاي مربوط به آن ۴ .
مشارکت در اصلاحات درون ساختاري ۵ . مشارکت در اصلاحات بنيادين نهادها و ساختارهاي حکومتي )قانون
اساسي و قوانين ارگانيک( )تقوي، ۱۳۸۰ : ۱۹۶ .)
در جامعه دمکراتيک يا به اصطلاح جديد مردمسالار يا مردمسالار ديني، امر انتخابات از اهميت خاصي برخوردار
است؛ زيرا افراد جامعه بهجاي اينکه بهطورمستقيم عهدهدار اداره امور کشور باشند، مجلسي را پيشبيني ميکنند،
انتخاباتي را انجام ميدهند و نمايندگان خود را براي اتخاذ تصميمات به آن مجلس مامور ميکنند. قانون اساسي
ضوابط، قواعد، معيارهاي کلي و جزيي، قوانين عادي و آئيننامههاي مکمل آن را مشخص ميسازد. مهمترين مسأله
در انتخابات، برگزاري صحيح آن است و صحت انتخابات زماني اطمينان بخش است که با وسايل و ابزاري يا تحت
شرايط و نظارت اشخاصي صورت گيرد که تقلبي در کار نباشد و نتيجه انتخابات بر اساس رأي اکثريت واجدين
شرايط )هر نفر يک راي( اعلام گردد. )مدني، ۱۳۸۲ : ۵۲
مبانی و احکام فقهی و حقوقی انتخابات